محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
221
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( فإنّهم عيش العلم ، و موت الجهل ) آنان ، سبب زندگى دانش هستند و انسان از راه دانش بر ديگر مخلوقات برترى مىيابد و اگر دانش آدمى در كار نبود ، مورچهاى از آدمى شگفتانگيزتر بود . ( هم الّذين يخبركم حكمهم عن علمهم ) منظور از حكم در اينجا ، ميراث اهلبيت است كه شامل احكام شريعت و داورىها و . . . مىشود . ( و صمتهم عن منطقهم ) سكوت آنان از روى نادانى و ناتوانى نيست ؛ بلكه آنان به خوبى مىدانند كه چه زمانى سخن گويند و چه زمانى سكوت كنند . ( و ظاهرهم عن باطنهم ) منظور از ظاهر در اينجا اعمال و سيره زندگى آنان است . ( لا يخالفون الدّين ) آنان براى رسيدن به اهداف خويش در دين نيرنگ نمىزنند . ( و لا يختلفون فيه ) آنان از تعصب و اشتباه به دورند . ( فهو بينهم شاهد صادق ) قرآن با دلايل آشكارش بر بلندى جايگاهشان نزد خداوند ، گواهى مىدهد . ( و صامت ناطق ) درست است كه قرآن صدايى ندارد ؛ اما در آيات بسيارى به مراجعه نزد اهل ذكر و دانش سفارش كرده است . پيش از اين نيز بارها از اهلبيت سخن به ميان رفت .